یاسمین زهراجونیاسمین زهراجون، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 22 روز سن داره
یکی شدن مامانی وبابایکی شدن مامانی وبابا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره

پرنسس مامان یاسمین جون

بهترین یادگاری برای عسل مامان

همیشه در بهترین زاویه قلبم خواهی ماند آنجا ک فقط جاودانه ها می مانند. دخترگلم یروز غروب ب ذهنم رسید ک یه یادگاری خوب برات بزارم ک اونم کشیدن دست وپای کوچولوت بود. به یه زاری کشیدم اطمینان دارم وقتی بزرگ شی وببینی کلی ذوق میکنی. فکرکن وقتی 7ماه 20 روزت بود اینو کشیدم ووقتی 7سالو20روزت شه ببینی ویا70سالو20روزت شه ببینی باورت نمیشه ک انقدر نی نی بودی.      اینم دست پا کوچولوووووووووووووو من ...
15 شهريور 1393

بلاخره جشن داره برپامیشه

دخترعزیزم فرشته آسمونیمون قراره منو بابایی با مادرجون. مامان بابایی برات جشن دندونی بگیریم.مامان جون باباباجون با خاله زینی دارن میان. دیشب کارت دعوتاتو با عمه زینب نوشتیم وقراره فردا پخش کنیم.  دندونای تیزی شبیه این خرگوش داری هویج ک خوبه...  امیدوارم همیشه تیز باشند دندونات.   اینم عکس ازدندونت ک با یه زاری گرفتم   و.....   اینم کارت دعوت جشن دندونین عزیز مامان توهم دعوتی.راستش من ب خاطر گریهات مراسمی نمیرم چون ازشلوغی واهنگ میترسی و  امیدوارم توی جشن خودت گریه نکنی.     منتظر عکسا وهدیهات  باش ک بزودی برات ب یادگاری میزارم.       ...
13 شهريور 1393

7ماهگی وبیرون اومدن د ن و ن ک ت

سلام گل دخترم مبارک باشه هفتمین ماهگردت  دراومدن دندون خوشکلت ازپایین سمت چپ.خاله زینب خونمون بود داشت بهت باقاشق حریره بادوم میداد ک بهم گفت یه چیزی صدا میده اومدم دیدم به به عجب دندون تیزی بی قراریات پس برای همینه انقدرخوشحال شدم ک خاله زینبو هل دادم افتاد. وغروبش ناراحت بودم چون داشت برمیگشت قم کلی گریه کرد چون تورو خیلی دوست داره مامانی هم بزور جلوی اشک خودمو گرفتم. واین درس عبرتی ک جای غریب ازدواج نکنی. ...
28 مرداد 1393

اینم اولین عیدفطردخمل نازم

سلام گل دخملم عیدفطربهمون خیلی خوشگذشت یادم رفته بودبرات بنویسم ببخش کوچولوی مامان.رفتیم دریا وجنگل پاسند. دریای خزربندرامیرآباد   جنگل پاسند   ازمن نپرس چقدر دوستت دارم  این جادرقلب من  حدومرزی برای حضور تو نیست ...
16 مرداد 1393

صورت نورانی ومعصوم نانازم

خیلی دوست دارم وقتی بزرگ میشی دخترنمازخونو باخدایی باشه سعی میکنم طوری تربیتت کنم ک خودت واقعا نمازوقرانو دوست داشته باشی این اولین باری هست ک چادرنمازه خودموسرت کردم اگه بزرگ شدی واینجوری ک میخواستم نشده بودی امیدوارم وبتو بخونی وب خاطرمامانی انجام بدی دخترگلم ...
15 مرداد 1393